حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
84
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
سلوكى كه نسبت به احتشام الدوله شده بود ، جواب گفت ، اگر شما تعهد مىكنيد كه كما فى السابق فارس در ادارهء خودتان باشد و سروكار من با خودتان باشد و مرا طورى مقتدر بفرستيد كه تا يك سال ابدا در كار من چون و چرا نكنيد ، و هرچه مىكنم و مىگويم و مىخواهم ممضى باشد ، و بعد از آن هم كه يك سال امتحان كرديد ، هرگاه موافق ميل شما نظم دادم و ماليات را وصول كردم ، مادامى كه هستم همان اقتدار و اختيار تامه را بدهيد ، قبول مىكنم . سپهسالار پذيرفت ، روى هم را بوسيدند و سپهسالار درشكه خواست ، سوار شد و رفت به حضور شاه و تفصيل تلگراف با مشير الملك و قرارداد با حاجى معتمد الدوله را عرض كرد . شاه هم پذيرفت . معتمد الدوله و حكومت فارس شاهزاده را احضار كردند و همان روز دستخط حكومت فارس را دادند و تلگراف رسمى شد . حاجى معتمد الدوله هم همان روز به توسط حاجى محمد حسين نام صراف - معروف به فرنگى - كه سروكار احتشام الدوله با او بود ، تلگرافى به احتشام الدوله مخابره كرد كه ، حكومت فارس به من مرحمت شد ؛ در هرنقطه كه هستى ، معجلا سوار شو بيا به شيراز ، نايب الايالهء مقتدر هستى . حاجى محمد حسين تلگراف را آورد من ديدم ؛ گفتم ، چون نقطهء اقامتى براى احتشام الدوله معلوم نيست ، چهار نسخه بكن بدست چهار قاصد بده كه هريك از يك خطى بر اثر او بروند . همين معامله را كرد . روز چهارم قاصد در مالمير بختيارى در حالتى كه احتشام الدوله از همه جا مأيوس بود و ديگر آذوقه براى قوت يوميه نداشت ، به او رسيد . او هم بعد از خواندن چنين تلگرافى ، بلاتأمل سوار شده و از راه ممسنى و اردكان ، روز دهم اين خبر وارد شيراز شد . مردم اجماعا تا مسجد بردى استقبال كردند . من و محمد حسين خان هم تا نيم فرسخ رفتيم . شكرها كرد و به همان طرز رفاقت سابق ، مهربانىها به عمل آورد . ولى ما به ملاحظهء آن مأموريت مرحوم فتح الله خان سرتيپ عمويم - كه در سنهء 1257 مأمور شد شاهزاده معتمد الدوله را از شيراز به تهران آورد و اگرچه سوء ادب نسبت به شاهزاده نكرده بود ، ولى شاهزاده چون فظ غليظ القلب و بقول عوام شتركينه بود ، گاهى اظهار دلتنگى مىكرد - مشوش بوديم كه مبادا به ياد آورد كين اسفنديار . از قضا روزى كه شاهزاده وارد شد و تمام اهل شيراز تا خلعتپوشان استقبال رفتند ، احتشام الدوله فرستاد من و محمد حسن خان هم سوار شديم در معيت او رفتيم . در ورود چادرپوشى كه براى ملاقات علما زده بودند ، شاهزاده بعد از تفقد علما ، هركسى را تفقدى كرد ، جز من و محمد حسن خان . چندان توقف نكرده و سوار شده مراجعت كرديم . سلوك معتمد الدوله با حسين قلى خان و محمد حسن خان يك ساعت و نيم به غروب مانده ، پيشخدمت احتشام الدوله آمد كه ، احتشام الدوله